تبليغاتX
< > من قاتل هستم

من قاتل هستم!







| 87/10/25 | 12:59 

می تپد در سینه ی دشت آرامش

می شود محو تماشا  خواهش

می نوازد صدای صفیری گوش را

می شود غرق هیاهو قلبم

باز می پوشد دشت سکوت

بار دیگر می روید سراب

من به تو می اندیشم

به همان رنگ قیاس

به زمانی که پوسید و نماند

من  تو را می خوانم

من تو را می خواندم

تو به من خندیدی

هیچ و تنها همین

و ولی من بودم

آنکه عاشق تر شد

موج میزد بیداد در او

من پشیمان بودم

دشت ناله ای کرد و بخفت

من سراسر فریاد

من همیشه ماتم

تو فقط رنگ شقایق دیدی

این همان دستی بود

که تو آن را سرنوشت می خواندی

در هم آمیخت و فرو پاشید سلسله ی جسمت را

..

.

.

.

.

.

 

 

 

 

 

 

دلشكسته اي به نام S & V | لينک ثابت | موضوع: |

گدا | 87/10/25 | 12:45 

این گدا بین که آشناست

می شود سکوت شب پر از صدای او

میرود به آسمان دو دیده ی غمش

می توان بر او نظاره گر شد و

لحظه ای گذشت از کنار او

 باز ببندی بر او دو چشم ...

باز برهنه پوش باد از تن نحیف او گذشت

 

می شود تبسمی به لب نشاند

قاصدک شد و نشست دقیقه ای

پیش این ندای راز

تا که بشکند بریزد غرور ز تو

 

چهره بسته ای که چه؟

آسمان پر از ستاره است

این همه فرار ز چه؟

بیش از این بهار کجا شکوفه کرد؟

دلشكسته اي به نام S & V | لينک ثابت | موضوع: |

آخر پایان | 87/10/25 | 12:37 

بی تو من هر چی که رفتم آخر جاده ندیدم

می کشید نفس به آخرِ آخرین آه و کشیدم

می چکید جدایی تو قطره قطره روبرویم

پشتمم سد ندامت می درید آبرویم

می خراشید عمر را پنجه های وحشی وقت

مثل اینکه عمر من نیز بر می بست رخت

میزد انگشت اشاره صبر و تحمل روی میزی

 بیرون آورد نا امیدی خنجر تیزی

آری !بزن آماده ام تا مرگ جاریست

چون پایان عشق تو همین داغداریست

دلشكسته اي به نام S & V | لينک ثابت | موضوع: |

نظر بدین واستون چی بذاریم؟ | 87/10/14 | 21:9 

بگین که بعد نگین کم لطفی کردیم در حقتون
دلشكسته اي به نام S & V | لينک ثابت | موضوع: |